چطور بر ترس از صمیمیت، غلبه کنیم؟
ترس از صمیمیت
ترس از صمیمیت
ترس از صمیمیت ، که گاهی اوقات به عنوان پرهیز از صمیمیت یا اضطراب اجتناب نیز شناخته می شود، به عنوان ترس از تقسیم یک رابطه عاطفی یا جسمی نزدیک مشخص می شود. افرادی که این ترس را تجربه می کنند معمولاً دوست ندارند از صمیمیت اجتناب کنند و حتی ممکن است آرزوی نزدیکی داشته باشند اما به طور مکرر دیگران را از خود دور می کنند.

دلایل ترس از صمیمیت
ترس از صمیمیت می تواند به دلایل مختلفی ناشی شود ، از جمله تجارب خاص کودکی مانند سابقه سواستفاده یا بی توجهی اما بسیاری از تجربیات و عوامل دیگر نیز ممکن است در ایجاد این ترس نقش داشته باشند. غلبه بر این ترس و اضطراب برای کشف نیاز به زمان دارد و درک مسائل، مشارکت و تمرین اجازه دادن به آسیب پذیری بیشتر.
ترس از صمیمیت جدا از ترس از آسیب پذیری است، هرچند این دو می توانند به هم گره بخورند. فردی که با ترس از صمیمیت زندگی می کند ممکن است راحت آسیب پذیر شود و در ابتدا خود واقعی خود را به جهانیان نشان دهد یا حداقل به دوستان و بستگان معتمد نشان دهد.
- ترس از رها شدن و گرفتار شدن و در نهایت ترس از دست دادن
در قلب ترس از صمیمیت برای بسیاری از افراد وجود دارد و این دو ترس اغلب ممکن است در کنار هم باشند. اگرچه ترس ها به طور چشمگیری با یکدیگر متفاوت هستند اما هر دو باعث رفتارهایی می شوند که به طور متناوب شریک زندگی را به درون خود می کشانند و سپس آنها را دوباره دور می کنند.
این ترس ها معمولاً ریشه در تجربیات کودکی گذشته دارد و ناشی از روابط فعلی و بزرگسالان بزرگسالان است، در صورتی که فرد تمرکز خود را صرف بررسی روابط فقط بر اساس شرایط امروز می کند، منجر به سردرگمی می شود.
- ترس از رها شدن
کسانی که از رها شدن می ترسند نگران این هستند که شریک زندگی آنها، آنها را ترک کند. این اغلب ناشی از تجربه والدین یا شخصیت بزرگسال مهم دیگر است که شخص را از نظر عاطفی یا جسمی در کودکی رها می کند.
لطفا بخوانید: 8 انتظار بی مورد در رابطه عاطفی
- ترس از غرق شدن
کسانی که ترس از غرق شدن دارند از کنترل، تسلط یا “خود را از دست دادن” در یک رابطه می ترسند و این گاهی اوقات از بزرگ شدن در یک خانواده درگیر ناشی می شود.
- اختلال اضطراب
ترس از صمیمیت همچنین ممکن است به عنوان بخشی از هراس اجتماعی یا اختلال اضطراب اجتماعی رخ دهد. برخی از کارشناسان ترس از صمیمیت را به عنوان زیرمجموعه این شرایط طبقه بندی می کنند.
افرادی که از قضاوت ، ارزیابی یا طرد دیگران می ترسند، به طور طبیعی از برقراری روابط صمیمی و شخصی طفره می روند. علاوه بر این، برخی از هراسهای خاص ، مانند ترس از لمس، ممکن است به عنوان بخشی از ترس از صمیمیت رخ دهد.
با این حال، افراد دیگر ممکن است در موقعیت های اجتماعی راحت باشند و صدها نفر از آشنایان و “دوستان” رسانه های اجتماعی خود را پیگیری کنند اما هیچ روابط عمیقاً شخصی ندارند.

عوامل خطرآفرین
عوامل خطرزا به دلیل ترس از صمیمیت اغلب به دوران کودکی و ناتوانی در اعتماد مطمئن به چهره های والدین برمی گردد که منجر به مسائل دلبستگی می شود. تجربیاتی که ممکن است باعث این امر شود عبارتند از:
خانواده های درگیر: در حالی که به نظر می رسد خانواده های درگیر، ظاهراً دوست داشتنی و حمایت کننده هستند اما ممکن است مرزها و نقش ها تار شود و منجر به مسائل مربوط به دلبستگی، استقلال و صمیمیت شود.
غفلت عاطفی: والدینی که از نظر جسمی در دسترس نیستند از نظر عاطفی هم در دسترس نیستند به کودکان این پیام را می دهند که نمی توان به آنها (و بطور گسترده دیگران) اعتماد کرد.
از دست دادن والدین: افرادی که والدین خود را به دلیل مرگ ، طلاق یا زندان از دست داده اند ممکن است احساس رها شدن داشته باشند و در بزرگسالی برای تشکیل دلبستگی های عاشقانه دشوارتر باشند. تحقیقات نشان داده است که ترس از رها شدن با مشکلات بهداشت روانی و اضطراب بعدی در روابط عاشقانه مرتبط است
بیماری والدین: بیماری در والدین می تواند منجر به احساس عدم توانایی اعتماد به شخص دیگری بجز خود شود ، به ویژه هنگامی که این امر شامل تغییر نقش یا نیاز به “بازی پدر و مادر” و مراقبت از سایر خواهر و برادرها در سنین جوانی باشد.
بیماری روانی والدین: تحقیقات نشان می دهد بیماری روانی والدین، مانند اختلال شخصیت خودشیفته، می تواند بر شکل گیری دلبستگی در کودکان تأثیر بگذارد، که ممکن است منجر به دلبستگی ناایمن و استراتژی های مقابله ای ضعیف در بزرگسالی شود.
مصرف مواد والدین: مسائل مربوط به مصرف مواد می تواند مراقبت مداوم را برای والدین دشوار کند ، این امر می تواند در ایجاد پیوست دخالت کند.
سو استفاده جسمی یا جنسی: سواستفاده در دوران کودکی می تواند صمیمیت عاطفی و جنسی را در بزرگسالی دشوار کند.
غفلت: ممکن است افرادی که در کودکی غفلت را تجربه کرده اند ، در بزرگسالی اعتماد و اعتماد به دیگران ، از جمله شرکای صمیمی را دشوار کنند.
سو استفاده كلامی: كودكانی كه مورد آزار عاطفی قرار می گیرند ، ممكن است به بزرگسالانی تبدیل شوند كه اگر چیزی را با دیگران در میان بگذارند ، مورد تمسخر قرار بگیرند یا مورد آزار و شكنجه كلامی قرار گیرند ، این امر می تواند منجر به ناتوانی در به اشتراک گذاشتن موارد شود و در روابط با افراد دیگر آسیب پذیر باشد.
ترس از صمیمیت در افرادی که آموخته اند به غریبه ها اعتماد نکنند، در کسانی که سابقه افسردگی دارند و در افرادی که تجاوز به عنف را تجربه کرده اند نیز بیشتر دیده می شود.
برای استفاده از خدمات روانشناسی و روانپزشکی و تعیین نوبت ویزیت با متخصصان مرکز با شماره های زیر تماس بگیرید
۰۲۱۲۲۶۳۶۸۵۸ – ۰۹۲۱۲۷۷۳۷۲۴

اثرات ترس از صمیمیت
ترس از صمیمیت می تواند تأثیر قابل توجهی در زندگی شما داشته باشد، خصوصاً در یک رابطه عاشقانه. تحقیقات نشان می دهد که اختلالات اضطرابی می تواند بر کیفیت رابطه شریک زندگی تأثیر منفی بگذارد.
ترس از صمیمیت ممکن است باعث شود فرد محبت را کنار بگذارد یا موانعی را برای محبت عاطفی یا جنسی ایجاد کند. اگر شریک زندگی شما از این موضوع اطلاع ندارد یا نمی فهمد ، ممکن است احساس ناخواسته و مورد بی مهری قرار گیرد.
اثرات دیگر عبارتند از:
ایزوله سازی اجتماعی
خطر بیشتر برای افسردگی و سو مصرف مواد
دوست یابی سریال یا داشتن روابط کوتاه مدت زیاد
خرابکاری در روابط با سخت و بیش از حد حساس بودن
لطفا بخوانید: روانشناس خوب
تشخیص ترس از صمیمیت
همیشه ایده خوبی است که با یک معاینه کامل بدنی شروع کنید، مخصوصاً اگر مدتی است که چنین اتفاقی نداشته اید. با رد بیماری های جسمی، پزشک می تواند شما را به یک متخصص بهداشت روان ارجاع دهد.
روانپزشکان و روانشناسان برای انجام ارزیابی ها و تشخیص اختلالات اضطرابی مانند ترس از صمیمیت یا اختلال شخصیت اجتنابی آموزش دیده اند.
غلبه بر ترس از صمیمیت
رویکرد شما برای غلبه بر این ترس ها به دلیل اصلی داشتن این ترس و همچنین شدت ترس بستگی دارد.
شما ممکن است ترس بسیار خفیفی داشته باشید که بتوانید به تنهایی یا با برخی از رفتار درمانی با آن کنار بیایید. اما اگر ترس شما ناشی از ضربه، شدید یا همراه با افسردگی است ، مشاوره حرفه ای توصیه می شود.
کنار آمدن با ترس از صمیمیت
به وقایع زندگی خود فکر کنید و سعی کنید بفهمید ترس شما از کجا ناشی می شود. آیا شما ناخودآگاه روابط را از بین می برید؟ و آیا روابط معناداری بیشتری می خواهید؟
برای خود ارزش قائل باشید
همه روابط با درجاتی از عدم اطمینان همراه هستند. بسیاری از روابط صمیمی ارزش داشتن را دارند ، حتی اگر برای همیشه دوام نداشته باشند.
برقراری ارتباط
با شریک زندگی خود باز باشید. اگر خیلی دردناک نیست، درباره ترس خود و اینکه از کجا ناشی می شود صحبت کنید. اگر بحث در این زمینه بسیار دردناک است ، توضیح دهید که مایلید این مشکلات را با یک متخصص پزشکی حل کنید.
مرزهای شخصی خود را مشخص کنید.
آنچه را که به شما کمک می کند احساس امنیت کنید و همچنین مواردی که باعث ایجاد ترس می شوند را توصیف کنید. آنچه را که لازم دارید به شریک زندگی خود بگویید و به او بگویید که می خواهید بر ترس خود غلبه کنید.
از یک متخصص حرفه ای کمک بگیرید
درمان اصلی اختلالات شخصیتی اجتنابی روان درمانی است. متخصصان بهداشت روان می توانند به شما کمک کنند درک کنید که این ترس از کجا نشات گرفته و چگونه می توانید با آنها کنار بیایید.

وقتی شریک زندگی شما از صمیمیت می ترسد
اگر این شریک زندگی شما است که از صمیمیت ترس دارد ، خطوط ارتباطی را باز نگه دارید. به آنها اطلاع دهید که برای شنیدن در دسترس هستید اما آنها را مجبور نکنید که منبع ترس خود را فاش کنند. این ممکن است برایشان خیلی دردناک یا سخت باشد.
داشتن ارتباطات عمیق نیازمند گشودگی، شجاعت و در معرض دید دیگری قرار گرفتن است؛ این کار شبیه دادن دفترچه راهنمای خود به فرد دیگر است، دفترچه ای پُر از امیدها ، ترس ها و نا امنی های شما. برای بسیاری از افراد ترس از صمیمیت فلج کننده است و ریشه در باورها و تروماهای گذشته آنان دارد.
. چه بخواهید صمیمیت را در یک رابطه ایجاد کنید یا با شجاعت از مسیر ترس از صمیمیت عبور کنید به خواندن این مقاله ادامه دهید.
اجتناب از صمیمیت و ارتباط آن با ترومای کودکی: اتفاقات گذشته ما که می توانند ناخواسته در حال حاضر ما حضور داشته باشند.
چگونگی تاثیر سبک دلبستگی بر صمیمیت و آسیب پذیری: سبک دلبستگی الگوهای رفتاری و احساسی هستند که در دوران کودکی شکل می گیرند و بر نحوه تعاملاتمان در بزرگسالی تاثیر می گذارند.
روش های موثر برای غلبه بر ترس از صمیمیت: تکنیک ها و تمریناتی که افراد را به سمت روابط رضایت بخش تر هدایت می کند.
بینش های روانشناسی در ارتباط با ایجاد صمیمیت: بررسی تحقیقاتی که نقشه راه برای ایجاد و حفظ ارتباطات عمیق را ترسیم می کند.
تحقیق در ارتباط با آسیب پذیر تر شدن در روابط: علم و هنر گشودگی، شکستن دیوار های روانی و اجازه ورود دیگری.
نقش رواندرمانی: چگونه درمان حرفه ای می تواند در جهت یابی و غلبه بر این ترس های پیچیده موثر باشد.
نتیجه گیری: بازتاب سفر و افق زیبای ارتباطات عمیق تر و معنا دارتر.
گام برداشتن در این مسیر تحول بخش نیازمند شجاعت، صبر و تلاش است؛ اما پاداش آن یعنی دستیابی به ارتباطات اصیل ، درک عمیق عشق به معنای واقعی آن ارزش تحمل سختی ها و گام برداشتن در این مسیر را دارد. صمیمیت به معنای نزدیکی واقعی از نظر عاطفی و جسمانی است؛ کیفیت روابط صمیمانه در بزرگسالی بازتابی از تجربیات اولیه در دوران کودکی مان است.
بر اساس نظریه دلبستگی جان بالبی ماهیت پیوند اولیه ما با مراقبین پایه و اساس روابط آینده ما در پرورش صمیمیت با یار عاطفی و دوستانمان است. اگر چه نظریه بالبی به عنوان پُلی بین نظریه روانکاوی و نظریات روان شناختی مدرن تر محسوب می شود، اما به سبب تاکیدش بر سبک های ماندگار دلبستگی اولیه بر روابط بزرگسالی با دیدگاه های روانشناختی مدرن تر همسو است.
آسیب های دوران کودکی چه به شکل جسمی (تنبیه بدنی)، جنسی (سوء استفاده جنسی از کودک) و عاطفی ( نادیده انگار احساسات و نیاز های کودک) می توانند به شکل عمیقی ظرفیت فرد برای صمیمیت در بزرگسالی را تحت تاثیر قرار دهند؛ چنین آسیب هایی رشد طبیعی اعتماد را در فرد مختل می کنند، و باعث می شوند تا یک فرد بالغ در ارتباطاتش یا بسیار به دیگران وابسته، یا بسیار دوری گزین باشد.
سولومون در مطالعه خود در سال 2009 ، این نکته را مورد توجه قرار دادد که آسیب در دوران کودکی، توانایی فرد را در تنظیم خودکار احساساتش مختل می کند.این اختلال در تنظیم عواطف و هیجانات می تواند منجر به اجتناب از موقعیت ها یا ارتباطاتی می شود که احساسات و هیجانات قوی را بر می انگیزاند از جمله روابط نزدیک و صمیمی با پارتنر و دوستانمان.
علاوه بر این زمانی که کودکان در محیط هایی رشد می کنند که با تنبیه، بی توجهی و تمسخر رشد پیدا می کنند و آسیب می بینند، می آموزند که احساسات و خواسته های خود را نادیده بگیرند و از دیگران پنهان کنند.

اگر چه این نوع سازگاری در محیط های ناامن برای کودک مفید است؛ اما چنین مکانیزم هایی در بزرگسالی به مانعی جدی در برابر صمیمیت و نزدیکی تبدیل می شوند؛ شکاف بین صمیمیت واقعی و نمایشی حاکی از شکاف بین خود واقعی فرد و نمایشی است که او به جهان ارائه می دهد تا مبادا خود واقعی او دیده شود و همچون گذشته مورد تمسخر و طرد واقع شود.
درمان کردن این نوع از تروما چالش برانگیز است اما غیر قابل حل نیست؛ مداخلات درمانی به ویژه آن نوع از درمان هایی که متمرکز بر شناسایی آسیب و ترمیم دلبستگی هستند، می توانند افراد را به ابزار های روانی مجهز کنند که گذشته خود را درک کنند، احساسات خود را تنظیم کنند و بتوانند با دیگران ارتباط عمیق، واقعی و صمیمی برقرار کنند.
در نتیجه درک تاثیر گسترده آسیب های کودکی برای هر فردی که به دنبال ایجاد روابط عمیق تر و معنادارتر است ضروری می باشد. شناخت گذشته ای که در زمان حال جریان دارد، اولین گام در مسیر بهبود، خودآگاهی و ارتباط واقعی است.
دیدگاه روان کاوانه که ریشه در اندیشه های زیگموند فروید نابغه علم روانشناسی دارد بر تاثیرات عمیق تجربیات دوران کودکی بر رفتار، احساسات و روابط بزرگسالان تاکید دارد. محور این دیدگاه بر این اصل استوار است که پویایی های اولیه در رابطه با مراقبین اصلی فرآیند های ناهوشیاری را در ذهن فرد شکل می دهند که ظرفیت صمیمیت در بزرگسالی را تحت تاثیر قرار می دهد.
به زعم فروید عقده اودیپ گرامر شخصیت یک فرد در بزرگسالی می باشد و روابط عاشقانه در بزرگسالی را شکل می دهد. طبق نظر فروید تمایلات اولیه کودکان نسبت به والد جنس مخالف و رقابت با والد هم جنس و چگونگی عبور از این مرحله می تواند تاثیرات ماندگاری بر نوع روابط و صمیمیت در آینده داشته باشد.
اریک اریکسون یکی دیگر از نظریه پردازان به نام در حوزه روانشناسی در قالب نظریه ای مراحل رشد روانی- اجتماعی کودک را مطرح کرده که نخستین مرحله آن اعتماد در برابر عدم اعتماد و ششمین مرحله از رشد صمیمیت در برابر انزوا است. اریکسون اینگونه فرض کرد که افراد اگر در نخستین سال زندگی شان در مرحله اعتماد در برابر عدم اعتماد یعنی در ارتباط با والدین خوب و کافی اعتماد برایشان شکل نگرفته باشد در مرحله ششم رشدشان یعنی بزرگسالی توانایی ایجاد صمیمیت و اعتماد به دوستان و یار عاطفی شان را ندارند.
آسیب های روانی کودکی در دیدگاه روان پویشی به عنوان یک اختلال در مراحل حیاتی رشد مورد توجه قرار می گیرد؛ تجربیات مورد سوء استفاده قرار گرفتن و بی توجهی و سایر اشکال آسیب می توانند منجر به تعارضات درونی ، سرکوب کردن احساسات و مکانیسم های دفاعی شود که همچون مانعی در برابر صمیمیت عمل می کنند. در نتیجه از نظر دیدگاه روانپویشی ریشه های مشکلات در برقراری صمیمیت در بزرگسالی را می توان به تعارضات حل نشده و آسیب ها در دوران کودکی نسبت داد.
برای بهبود و پرورش ظرفیت رفتارهای بالغانه در بزرگسالی و داشتن روابط معنادار با دیگران به شکلی ضروری نیازمند شناسایی ریشه این مسائل در ناهوشیارمان هستیم.
ارتباط بین سبک دلبستگی، صمیمیت و آسیب پذیری:
کیفیت، ثبات و ماهیت مراقبتی که در دوران نوزادی و اوایل کودکی دریافت می شود الگوهای درونی کارکرد روابط را ایجاد می کند که تا بزرگسالی بر انتظارات، ترس ها و رفتارهای فرد در روابط صمیمانه بزرگسالی تاثیرگذارند.
نظریه دلبستگی جان بالبی توسط ماری اینسورث از طریق مطالعه ((وضعیت نا آشنا)) گسترش یافت که او و همکارانش انواع دلبستگی را در سه سبک اصلی دسته بندی کردند: ایمن، اضطرابی و ناایمن دوسوگرا یا مقاوم و ناایمن اجتنابی.
دلبستگی ایمن:
با برقراری صمیمت نسبت به دیگران احساس راحتی می کنند؛ چرا که در سال های اولیه رشدشان حمایت و مراقبت را به اندازه خوب و کافی دریافت کرده اند.
دلبستگی نا ایمن اضطرابی:
ممکن است بیش از حد خود را مشغول روابط با دیگران سازند و به دلیل اینکه مدام نیاز به مراقبت و بودن دیگری در روابطشان دارند نیاز به تایید مداوم از طرف اطرافیانشان دارند.
دلبستگی نا ایمن اجتنابی:
از صمیمیت و نزدیکی دوری می کنند، زیرا این باور را بر اساس تجربیات کودکی شان درونی کرده اند که نشان دادن آسیب پذیری به دیگری و صمیمیت با او ممکن است منجر به طرد شدن، بی توجهی یا نادیده انگاری نیازهایشان شود.
دلبستگی ناایمن دوسوگرا یا مقاوم:
با یک سبک رفتاری دوگانه و متضاد سازگاری و تطابق دارند. و آن را نسبت به فردی که دلبستگی دارند نشان می دهند. فرد هیچ گاه نمی تواند احساس امنیت را همراه با شخص مورد نظر رشد دهد؛ به سختی از عزیزشان جدا می شوند اما هنگامی هم که می خواهند صمیمیت را با او ایجاد کنند هم بی قراری می کنند.
از نگاه روان پویشی الگوهای دلبستگی ناامن نوعی مکانیسم دفاعی هستند که در پاسخ به پویایی های اولیه ارتباطی شکل می گیرند؛ به عنوان مثال فردی با سبک دلبستگی اجتنابی ممکن است جدایی یا عدم صمیمیت را به عنوان یک دفاع در برابر مراقب طرد کننده یا ناپایدار شکل داده باشد؛ با گذشت زمان این دفاع ها شدت می یابند و بر ایجاد و حفظ صمیمیت تاثیر می گذارند.

تجربیات اولیه پیوند و دلبستگی همانطور که توسط مراقبین اولیه شکل گرفتند و مورد توجه نظریه پردازانی همچون بالبی و اینسورث بودند، به عنوان الگوهای قدرتمندی در بزرگسالی عمل می کنند.
درک و تشخیص این سبک های دلبستگی می تواند در شکل دهی مجدد برداشت ها و رفتارهایمان در بزرگسالی، برای رشد ایجاد صمیمیت به شکلی عمیق تر بسیار موثر باشد.
تاثیر سبک های دلبستگی نا ایمن بر صمیمیت و آسیب پذیری
دو گونه از دلبستگی نا ایمن دلبستگی اضطرابی و اجتنابی است؛ افراد با سبک دلبستگی اضطرابی به شکل پایدار نگران رها شدن و طرد شدن از سوی اطرافیان هستند؛ به همین علت به دنبال تایید اطرافیانشان هستند؛ چنین افرادی ممکن است صمیمیت را با درگیری شدید عاطفی در یک رابطه هم معنا بدانند و در تعیین مرز ها با یار عاطفی و دوستانشان دچار مشکل شوند که منجر به آشفتگی متقابل در رابطه شود.
از سوی دیگر افراد با سبک دلبستگی اجتنابی از نزدیکی و صمیمیت دوری می کنند؛ تجربیات اولیه آنها اینگونه درونی شده که اگر آسیب پذیری شان را نشان دهند ممکن است طرد شوند یا نیازهایشان همچون گذشته نادیده گرفته شود؛ آنها در بزرگسالی دیواری دور خود می کشند تا در برابر ارتباطات عمیق عاطفی مقاومت کنند. روابطی که با دیگران دارند اغلب با فاصله عاطفی مشخص می شود و شرکای این افراد احساس می کنند کنار گذاشته شدند یا بی ارزش هستند.
افشای تحقیقاتی که نقشه راه ایجاد و حفظ ارتباطات عمیق را نشان می دهد:
صمیمیت جنبه ای حیاتی از زندگی انسان هاست؛ تحقیقات روانشناسی نقشه راهی برای درک و تقویت ارتباطات عمیق ارائه می دهد.
نقش افشای عاطفی:
مطالعه ژورارد در سال 1971 بیانگر اهمیت افشای افکار و احساسات درونی مان برای رسیدن به صمیمیت است؛ به اشتراک گذاشتن تجربیات شخصی،ترس ها، رویاها و آرزو ها درک متقابل را تقویت می کند و پیوند های عاطفی را مستحکم تر می سازد.
گوش دادن فعال:
راجرز در مطالعه ای در سال 1980 نشان داد که شنیدن صرفا یک عمل منفعل نیست؛ درگیر شدن در شنیدن فعال و همدلانه جایی که فرد صادقانه به دنبال درک عمیق دیگری است می تواند راه را برای ایجاد صمیمیت هموار کند.
داشتن رابطه متقابل:
دوستی متقابل عامل حیات روابط است؛ تحقیقات ریس و شاور (1988) نشان می دهد تبادل متقابل اقدامات و احساسات محبت آمیز باعث تقویت احساس نزدیکی و صمیمیت می شود.
حفظ مرز ها در روابط عاشقانه و صمیمانه:
بر اساس مطالعات دیندیا و آلن در حالی که صمیمیت در نزدیکی رشد می کند، احترام به فضای شخصی و خود مختاری هر فرد می تواند عمق و کیفیت روابط صمیمانه را افزایش دهد.

تاثیر لمس کردن:
لمس فیزیکی ، از دست دادن تا در آغوش کشیدن باعث آزاد سازی هورمون اُکسی توسین می شود که هورمون عشق نیز نام گذاری شده است؛ این ماده شیمیایی عصبی نقش مهمی در ایجاد و حفظ پیوند های صمیمی دارد( اووانس و موبرگ، 1998).
کاوش مداوم:
با رشد و تکامل افراد نیاز ها و خواسته های آنان نیز تغییر پیدا می کند، مطالعه جانسون در ارتباط با درمان متمرکز بر هیجان، اهمیت کاوش مداوم را در ایجاد صمیمیت مورد تائید قرار می دهد؛ جایی که شرکا به طور مداوم تلاش می کنند تا یکدیگر را درک کنند و پاسخگوی نیازهای عاطفی در حال تکامل یکدیگر باشند( جانسون،2008).
اهمیت نشان دادن آسیب پذیری در ایجاد صمیمیت:
بر اساس مطالعات براون اگر چه از نشان دادن آسیب پذیری به دلیل خطراتی که ممکن است داشته باشد ترسیده می شود؛ اما نشان دادن آن عنصری ضروری برای ارتباطات واقعی انسانی است. دکتر برنی براون یکی از محققان برجسته در زمینه آسیب پذیری روانی نشان داده است که آسیب پذیری در انسان ها به عنوان یک ضعف قلمداد نمی شود؛ بلکه نشان دادن آن می تواند منجر به ایجاد روابط مستحکم تر و تجربه احساسات واقعی تر شود.
نظریه ریسک ایجاد صمیمیت:
بر اساس مطالعات پترونی در سال 2002 نشان دادن آسیب پذیری می تواند ریسک پذیر باشد اما ممکن است منجر به ایجاد صمیمیت و ارتباطات عمیق تر شود.
نقش اعتماد :
بر اساس مطالعات هولمز در سال 1989 اعتماد یک پیش شرط حیاتی برای ایجاد روابط صمیمی که در آن ها میزان آسیب پذیری بیشتر می شود است؛ تحقیقات نشان می دهد که شکل گیری اعتماد در بین افراد به آن ها اجازه می دهد تا احساسات و نیازهای واقعی خود را به اشتراک بگذارند.
بر اساس مطالعات عصب شناسی آرون در سال 2012 بیان آسیب پذیری هایمان قادر به فعال سازی مناطق خاصی از مغز است که این مناطق تقویت پیوند های اجتماعی و صمیمیت را تقویت می کنند. با حمایت پژوهش های روانشناسی و عصب شناسی افراد می توانند آسیب پذیر تر شدن در روابط صمیمانه را به عنوان دعوتی برای روابط عمیق تر و معنادار تر در نظر بگیرند.
چگونه رواندرمانی حرفه ای می تواند برای غلبه بر ترس از صمیمیت موثر باشد؟
رواندرمانی که با عنوان صحبت درمانی نیز شناخته می شود؛ فضایی امن و در چارچوب مشخص برای مراجعین فراهم می کند تا مراجعان در رابطه درمانی با ترس ها و آسیب پذیری خود رو به رو شوند.
درمان شناختی – رفتاری CBT :
یک رویکرد درمانی شناخته شده است؛ که به افراد کمک می کند باور ها و الگوهای فکری ناسازگار را که باعث ترس از صمیمیت در آنها شده شناسایی کنند و با بازسازی این باور ها افراد قادر به ساختن روابط بهتری با دیگران هستند ( بک و همکاران، 2011).
روانکاوی:
درمان روانکاوانه که ریشه در آراء زیگموند فروید دارد؛ به بررسی تجربیات کودکی و فرآیند های ناهوشیاری که ممکن است مانع صمیمیت به دیگران باشد می پردازد؛ با درک این ریشه های عمیق افراد قادر به تحول در ارتباطشان با خود و اطرافیان می شوند (شلدر، 2010).
رواندرمانی مبتنی بر دلبستگی:
این رویکرد درمانی که ریشه در نظریه دلبستگی جان بالبی دارد بر نقش روابط اولیه با مراقب یا مراقبان اصلی می پردازد؛ با درک چگونگی سبک دلبستگی و بازسازی آن در رابطه درمانی افراد قادر به برقراری صمیمیت بیشتری با اطرافیانشان هستند ( والین و همکاران، 2007).
درمانهای تجربی:
رویکردهایی مانند درمان گشتالتی به افراد اجازه میدهند تا ترسهای خود را در لحظه حاضر تجربه و پردازش کنند، که تسهیلکننده برقراری روابط عاطفی و بینش واقعی به احساساتمان است ( پرلز و همکاران ، 1973).
گروه درمانی:
اروین یالوم رواندرمانگر معروف اگزیستانسیال معتقد است که تجربه درمان گروهی به افراد اجازه میدهد تا ترس از صمیمیت را در زمان واقعی تجربه کنند و از همسالان خود بازخورد دریافت کنند، که تسهیلکننده احساس مشترک و کاهش احساس انزوا است.
در نتیجه، روان درمانی ابزارها و چارچوبهای مختلفی را ارائه میدهد که هر کدام به طور منحصر به فردی برای رسیدگی به ترسهای چندوجهی در مورد نزدیکی و آسیبپذیری مناسب هستند. تحت راهنمایی متخصصان آموزش دیده، افراد میتوانند سفرهای تحولآمیزی را برای درک بهتر خود، التیام زخمهای گذشته و ایجاد ارتباطات غنیتر و عمیقتر در زندگی خود آغاز کنند.
نتیجه گیری
ترسهای مرتبط با نزدیکی و آسیبپذیری میتوانند به عنوان موانعی برای ایجاد روابط سالم و رضایتبخش عمل کنند. این ترسها اغلب از تجربیات دوران کودکی، آسیبهای گذشته و تأثیرات فرهنگی و اجتماعی نشأت میگیرند.
با بهرهگیری از دانش گسترده پژوهشهای روانشناسی، به بررسی ریشههای موانع صمیمیت که مرتبط با آسیبهای دوران کودکی هستند پرداختیم، به طرق مختلفی که سبکهای پیوند ما الگو های بزرگسالانه مان را شکل میدهند و مسیرهای غلبه بر ترسها و اضطرابهایی که مانع صمیمیت هستند را به بحث گذاشتیم. محور این بررسی، قدرت تحولآمیز رواندرمانی بوده است.
رواندرمانی میتواند نقش مهمی در کمک به افراد در مدیریت ترسهای مربوط به صمیمیت و آسیبپذیری ایفا کند. این روشها به افراد کمک میکنند تا داستان روابط خود را دوباره تعریف کنند، مهارتهای ارتباطی خود را بهبود بخشند و روابط سالمتر و رضایتبخشتری ایجاد کنند.
علاوه بر این، حل و فصل آسیب دلبستگی، از اهمیت بالایی برخوردار است. روابط اولیه با مراقب اغلب به عنوان نقشههای راه عمل میکنند و روابط بزرگسالانه ما را تحت تأثیر قرار میدهد. افراد میتوانند با تشخیص، رسیدگی و در صورت لزوم، بازتعریف این پیوندهای بنیادی از طریق درمانهایی مانند درمان مبتنی بر دلبستگی ، روابط امنتر، صمیمانهتر و رضایتبخشتری را پرورش دهند.

مطالب پیشنهادی:
احساس تنهایی؛ جلوگیری از احساس تنهایی
برای استفاده از خدمات روانشناسی و روانپزشکی و تعیین نوبت ویزیت با متخصصان مرکز با شماره های زیر تماس بگیرید
۰۲۱۲۲۶۳۶۸۵۸ – ۰۹۲۱۲۷۷۳۷۲۴
