تفسیر رویاها در روانکاوی و 2 منبع مهم آن
تفسیر رویاها
با کمال تعجب می بینم که کودک با تکانه هایش در خواب به زندگی ادامه می دهد. زیگموند فروید
رویاها به شکل همزمان به ارضای چندین میل می پردازند و در روانکاوی بسیار مورد توجه قرار می گیرند. رویاها که نمایانگر امیال و خواسته ها هستند از دو منبع مهم سرچشمه می گیرند:
1- تجربیات زمان حاضر ( خشم های سرکوب شده ، امیال ارضا نشده و اتفاقاتی که به تازگی تجربه کرده ایم).
2- اتفاقات مرتبط با گذشته خیلی دور ( آرزو و امیال دوران کودکی ) که رد پایشان در ضمیر ناخودآگاهمان همچنان باقی است.

امیال دوران کودکی زیربنایی برای امیال و نیاز ها در بزرگسالی هستند. در ادامه این مقاله به شکلی شفاف و با مثالی در ارتباط با امیال و تجربیات جدید و قدیمی و ارتباطشان با رویا دیدن و تفسیر رویا را مورد توجه قرار خواهیم داد.
مردی در خواب می بیند که رانندگی اتوبوسی را به دست گرفته است و در جلسات روانکاوی به کمک تداعی آزاد به محتوای واقعی این رویا پی می برد. همان گونه که پیش تر دیدیدیم رویا از دو منبع سرچشمه می گیرد:
تفسیر این رویا ممکن است ریشه در تجربیات اخیر او داشته باشد ( به گفته خودش دیروز از اتوبوس جامانده و دیر به مصاحبه مهمی رسیده است).
دومین منبع برای تفسیر رویاها اتفاقات گذشته هستند که در زمان حال و رویا خود را نشان می دهند. به گفته بیمار مادرش همیشه از دیر رسیدن پدرش شکایت داشته و معتقد بود او برای تشیع جنازه خودش هم دیر خواهد رسید.
بنابر این مثال دو میلی که در این رویا وجود داشت کنار هم قرار گرفتند؛ یکی از ویژگی های رویا دیدن تراکم است. به این معنا که چندین میل یا فکر ناهوشیار مرتبط با زمان حاضر و گذشته می توانند خود را در یک رویای شبانه به نمایش بگذارند.
به زعم فروید منطق رویا اینگونه است که با منطق هوشیاری متفاوت است. بلکه رویا می تواند راوی امیالی که در هوشیاری حضور ندارند اما متعلق به اولین دوره های رشد روانی در کودکی هستند باشد.
تفاوت محتوای آشکار و پنهان تفسیر رویا
رویای راندن اتوبوس می تواند در تضاد با رفتار پدر در گذشته باشد که همیشه دیر به همه چیز می رسیده.
میل دیگری که در خواب راندن اتوبوس به شکل نمادین خود را نشان می دهد حاکی از میل به قرار گرفتن در جایگاه پدر و تصاحب جایگاه او و قدرت و اختیار او باشد.
تفسیر رویاها و امیال ممنوعه کودکانه
فروید با تفسیر رویاها موفق به شناخت نقش عقده اودیپ در رشد روانی شد. عقده اودیپ حکایت از جدایی کودک از والد جنس مخالف در سن 3 تا 5 سالگی است و رقابت با والد همجنس در جهت تصاحب مادر یا پدر است که با رشد اخلاقی در می یابد که نمی تواند پدر یا مادر خویش را به عنوان موضوعی عشقی و شهوانی در کنار هم ببیند و با جدا کردن عنصر عشق از شهوت و امیال جنسی کودکانه ، تنها عشق خود را نثار والد جنس مخالف می کند.
شکل گیری عقده اودیپ همراه با ، باید ها و نباید هایی است که اصولی اولیه برای رشد روانی و اخلاقی در نظر گرفته می شوند:
منع زنا با محارم ( کودک نباید عشق و میل خود را با هم نسبت به والد جنس مخالف تجربه کند).
احترام به اقتدار پدر ( کودک می پذیرد که قادر حسادتی که از جنس رقابت با پدر دارد ابراز کند)
پذیرش جایگاه اجتماعی و جنسیتی خود. ( پذیرش نقش زن و مرد بودن).
امیال انسانی از جمله تجربه همزمان عشق و شهوت و رقابت با پدر با اصول اخلاقی تعدیل می شوند اما چون میل از جنس انرژی است به شکل ناهوشیار بر جای خود باقی می مانند و در قالب رویا بار دیگر خود را نشان می دهند.

ساز و کار رویا
در واقع می توانیم اینگونه ببینیم که کارکرد رویا به مثابه ساز و کار دفاعی ذهن است که امیال منع شده به لحاظ اخلاقی را به شکلی نمادین و قابل قبول تبدیل به رویا می کند. فروید اعتقاد داشت امیال سرکوب شده خود را در اشکال دیگر نیز به نمایش میگذارند ؛ اشکالی چون لغزش زبانی، افکاری که ناگهان از ذهن عبور می کند اضطراب و میل به تکرار موقعیت های ناکام کننده در گذشته به قصد تسلط.
در ادامه این مقاله به یکی از مراجعین مشهور فروید و رویای او که زمینه سازی برای گسترش مفاهیم نظری او بود خواهیم پرداخت.
ناگهان پنجره باز شد و از دیدن چند گرگ سفید روی یک درخت گردوی بزرگ وحشت زده شدم. پانکجیف
این کابوس هولناک سرگئی پانکجیف (1886_1979) یکی از مشهور ترین مراجعان فروید بود؛ رویای مشهور او باعث شد که بعد ها با نام مرد گرگ نما شناخته شود.
پانکجیف یک شب قبل از تولد 4 سالگی این رویا را دید؛که پنجره اتاقش ناگهان باز شد و شش یا هفت گرگ سفید را دید که به شکل وحشتناکی به او خیره شده بودند با دیدن این رویا از خواب پرید و فریاد زد. بعد در طول رواندرمانی تصویری از این رویا را برای فروید ترسیم کرد، که 2 نمونه از این نقاشی ها در موزه فروید در لندن به نمایش گذاشته شده اند.
این رویا برای فروید جذاب و تامل انگیز بود؛ او به زودی متوجه شد که این رویا نقطه مهم و تاثیر گذاری برای درک کودکی پانکجیف و مشکلات کنونی اوست. در ماه های پیش از دیدن این رویا او در حال گذران دوران کودکی پر از شور و نشاط بود. بعد از دیدن این رویای پُر ابهام و ترسناک پانکجیف دچار اضطراب شدید که جایگزین حالات معمولی کودکانه او بود شد.
زمان قابل توجهی از تجربه روانکاوی او با فروید صرف تحلیل این رویای عجیب و پُر معنا شد؛ به راستی معنای این رویا چه بود؟
علت این تغییر چشمگیر در شخصیت او پس از دیدن این رویا چه بود؟
بهتر است ابتدا تاریخچه خانوادگی و شخصی او را کمی از نظر بگذارنیم تا بتوانیم چشم اندازی عمیق تر داشته باشیم.
سرگئی پانکجیف در یک خانواده ثروتمند اشرافی در روسیه متولد شد ؛ او تنها 23 سال داشت که برای روانکاوی به فروید مراجعه کرد. او نمی توانست به تنهایی سفر کند یا حتی لباس بپوشد و همواره این احساس را داشت که هاله ای میان او ، و جهان بیرون قرار دارد.
فروید گزارشی درباره فرآیند روانکاوی با پانکجیف ارائه داد که این گزارش تنها قسمتی ناقص از روند درمان او بود. هدف فروید از تهیه این گزارش این بود که نشان دهد مشکلات و رنج های کنونی پانکجیف ریشه در تعارضات دوران کودکی وی دارد.

دوران کودکی عجیب او
پانکجیف به توصیف نخستین سالهای زندگی اش برای فروید می پردازد. خانواده او جزو اشراف زادگانی بودند که در یک خانه بزرگ روستایی زندگی می کردند و کشاورزان بر روی زمین آنها کار می کردند ، موقعیتی که در روسیه پیش از انقلاب رواج داشت.
پدرش از افسردگی و اعتیاد به الکل رنج می برد ؛ و مادرش با درد های شکمی دست و پنجه نرم میکرد. پانکجیف با خواهرش که تنها 2 سال از او بزرگتر بود، رابطه پُر چالشی داشت و دایه ای داشت که بسیار به او عشق میداد و از او مراقبت می کرد.به گفته خودش تا 3 سالگی آرام و خوش خُلق بوده است و بعد از سه سالگی شخصیتش دچار تحولی چشمگیر می شود. ابتدا حملات عصبی را تجربه می کرد.
سپس دوره ای از اضطراب شدید و فوبیا را از سرگذراند.
و در نهایت تغییر این حالات به شکل دینداری وسواس گونه خود را نشان دادند.
سرنخی بسیار مهم
برای فروید سرنخی حیاتی جهت روشن شدن معمای مشکلات متعدد روانشناختی پانکجیف وجود داشت. و این سرنخ چیزی نبود جز رویایی که او ترسیم کرده بود. رویایی که همراه با آن نخستین نشانه های اضطراب در او نمایان شد.
همچنان که این رویا از دوران کودکی مرموز او رمز گشایی می کرد ، فروید را بر آن داشت تا نسبت به نقش های جنسی در نظرات و مطالعاتش بازنگری کند.
صحنه های آزار دهنده
با پیشرفت جلسات روانکاوی مشخص شد که مشکلاتش بعد از 2 اتفاق مهم ظاهر شده است:
1- خواهرش او را به لحاظ جنسی دستمالی کرده بود و پانکجیف را واداشته بود که نقشی کاملا منفعلانه در این رابطه جنسی داشته باشد.
2- کمی بعد پانکجیف کوچک میخواست همین رفتار را در حضور دایه اش انجام دهد که دایه او را تهدید کرد که پسر بچه هایی که چنین اعمالی انجام دهند آلت تناسلی شان زخم خواهد شد.
یکی از اصول مهم روانکاوی این است که شکل گیری میل جنسی امری ساده نیست بلکه به مانند پازلی است که از نواحی ( دهانی، مقعدی یا تناسلی) شکل می گیرد؛ که در نظریه فروید به تفصیل مورد بررسی قرار خواهد گرفت.
در نخستین تجربه جنسی با خواهرش که او را تبدیل به فردی منفعل کرده بود؛باعث شده بود بخواهد همان رابطه تروماتایز را با دیگران نیز تکرار کند. سپس سعی بر آن داشت تا این رابطه را با دایه اش تکرار کند که با تهدید او رو به رو شد. به زعم فروید پانکیجیف سعی می کرد به شکل ناهوشیار این رابطه را با پدرش نیز تکرار کند یعنی رفتاری کند تا مورد تنبیه پدر قرار گیرد و باز هم در نقش منفعل بنشیند.
گویی لذت با درد برایش همراه شده بود. منفعل بودن مولد نشانه های حملات عصبی و مشکلات فعلی او بود. فروید استدلال کرد که تجربه مورد سوء استفاده قرار گرفتن در کودکی پیامد هایی جدی در زندگی بزرگسالی به دنبال خواهد داشت.
رویای پانجکیف باعث توجه بیشتر نسبت به ایده های فروید در رابطه با رویا شد. فروید رویا ها را به مثابه ارضای امیال سرکوب شده مورد توصیف قرار میداد. رویای مرد گرگ نما نیز قابل استثنا از این قاعده نیست میلی در این رویا ارضا می شود که از ظرفیت رویا بین خارج است و خود را در لباس کابوس در می آورد.
چرا رویای او به کابوس بدل شد؟
این رویا حاکی از آگاهی تدریجی پانکجیف نسبت به تفاوت جنسیتی در زن و مرد بود. زمانی که پانکجیف این رویا را دید در سنی بود که شروع عقده اودیپ در آن رقم میخورد ؛ دوره که در آن کودکان نسبت به تفاوت میان زن و مرد کنجکاو می شوند.
علاقه ذهنی کودک به معمای جنسی و شناخت امیال جنسی خودش به شکلی غیر منتظره و خیلی زود خود را نشان خواهد داد. زیگموند فروید
فروید بر این باور بود که کودکان در زمانی که متولد می شوند هیچ دانشی در ارتباط با تفاوت بین زن و مرد ندارند. تنها در فرآیند اودیپال است که به دنبال حل معمای تفاوت بین زن و مرد تخیلات و ترس های شدیدی را تجربه می کنند.معنای رویای پانکجیف حاکی از ترس و سردرگمی در اثر رو به رو شدن با تفاوت های جنسیتی است.
رویاهایی از این دست به شکل نمادین حاکی از ترس از اخته شدن است:
اسب هایی که اندام جنسی شان قطع می شود.
تکه تکه شدن مار ها.
جدا شدن دُم.
زخم روی بدن.
درونی سازی : برای عبور از فقدان ها نیازمند درونی سازی هستیم.
پانکجیف چه کسانی را درونی سازی کرده بود؟
خواهرش ( که می خواست با قرار دادن او در نقش منفعل نزد پدرش محبوبیت به دست آورد).
مادرش ( که به پزشکش گفت من اینگونه قادر به ادامه زندگی نیستم؛که پانکجیف از این جمله نیز استفاده می کرد).
رویا سرشار از وارونگی هاست: تکه هایی از رویای پانکیجف که به شکل وارونه خود را نشان داد.
رویای آشکار ما بسیاری از محتواهای غیر قابل قبول را به شکل وارونه نشان می دهد.
موقعیت گرگ ها را نسبت به خیاطی که پایین درخت است و برای آنها خیاطی می کند به شکل برعکس نشان می دهد. (در محتوای پنهان خیاط بالای درخت است).
خیاط برای گرگ ها دُم های بزرگ می دوزد . ( در محتوای پنهان حاکی از قطع شدن دُم گرگهاست).
وارونگی در بخش های دیگر تحلیل خواب پانکجیف به چشم میخورد:
آرزوی پانکیجف مبنی بر به دست آوردن جایگاه خواهر به عنوان فردی محبوب نزد پدر.
تغییر حالت او از فعال به منفعل پس از دستکاری توسط خواهرش
رسمیت بخشیدن به رویای پدر و مادرش مبنی بر اینکه کاش او نیز دختر بود.
سوال تامل انگیز فروید برای تفسیر رویا
اگر ساز و کار رویا تا این وارونه کردن محتوای امیال است آیا سکون گرگ ها نیز می تواند حاکی از وارونگی باشد؟ یعنی به عنوان پوششی بر اضطراب درونی پانکجیف عمل کند؟
صحنه نخستین
پانکجیف مدعی شد که در 2 سالگی شاهد رابطه جنسی بین پدر و مادرش بوده و فروید این صحنه را صحنه نخستین نام نهاد. خواب گرگ ها به شکل مرموزی مرتبط با صحنه نخستینی بود که او شاهد آن بود.سکون گرگ ها ، نگاه رعب آورشان نشان از تجربه ای بدوی و خارج از ظرفیت کودک را در بر داشت.
راه حل فروید برای درمان پانکجیف
اگر میل به آزار دیدگی یا مازوخیسم پانکجیف یا کتک خوردن از پدر را در نقش منفعل بازبینی کنیم؛ کشف تفاوت جنسی میان زن و مرد و ترس از اختگی این میل را به موقعیتی تبدیل کرد که چون مادر منفعل باشد و زن پدرش باشد.به زعم فروید پانکجیف مشاهدات، خاطرات و تکه های مختلفی را در کنار هم گذاشته بود تا متوجه این واقعیت شود که مردان آلت دارند و زنان فاقد آن هستند.
رویای پانکجیف محتوای پنهانی هولناکی را در بر داشت آن هم اینکه با بریده شدن دم گرگ یا قطع آلت تناسلی اش تبدیل به زن پدر شود.
طبق روایت فروید این رویا حاکی از اضطراب اخته شدن است که به شکل ترس خورده شدن از گرگ خود را نشان می دهد.
در این مقاله تنها قسمتی از اهمیت رویا ها به مثابه راهی برای سخن گفتن از اتفاقاتی که به سخن در نیامده اند پرداختیم. در مقالات دیگر به شکلی عمیق تر مفاهیم روانکاوی و همچنین تاویل رویا ها را از نظر خواهیم گذراند. برای رزرو وقت رواندرمانی از طریق زیر با ما در ارتباط باشید.
منبع: The Infantile Sources of Dreams