با والدین سمی چه کنیم؟ 13 ویژگی والدین سمی
نحوه برخورد با والدین سمی و راهکارهای آن
من به عنوان یک زخمخورده از والدین سمی میخوام بگم احتمالا همه ما توی دوران زندگیمون حداقل یک بار حس حسادت رو تجربه کردیم. حسادت به پول، چهره، اندام، موقعیت اجتماعی، شغل، درس و خیلی از مسائل دیگهای که در دیگران میبینیم. اما چیزی که همیشه از بچگی توی وجود من آتش حسادت رو شعلهور میکرد، روابط خوب بقیه بچهها با والدینشون بود. همیشه به خودم میگفتم چرا من نمیتونم اینقدر با پدر و مادرم صمیمی باشم؟
مگه غیر از اینه که پدر و مادر باید مأمن آرامش فرزندان خودشون باشن؟! پس چرا من در کنار پدر و مادرم احساس آرامش ندارم؟! من از زمانی که یادم میاد پدر و مادر و خانواده برام مفهومی غیر از آرامش داشتن. مفهوم پدر و مادر برای من مساوی بود با ترس، استرس، خشم، اضطراب، خودکمبینی و تمام احساسات آزاردهندهای که میتونه توی وجود یک انسان باشه. توی تمام زندگیم احساس میکردم که من یک موجود ناقص هستم.
موجودی که هرجا میره قراره طرد بشه؛ چون دوستداشتنی نیست. پر از نقص و کمبوده، زشته، بدهیکله، حرف زدنش، راه رفتنش، طرز فکرش، حتی نفس کشیدنش پر از ایراده. هیچ چیز زیبایی در درون و بیرون اون وجود نداره و توی یک جمله “به درد نخور و به قول معروف وصله ناجور دنیاست”. بیشتر احساساتی که از طرف پدر و مادر و خانواده به من القاء میشد، احساسات منفی بود.
در واقع باید بگم بیشتر خاطراتی که از پدر و مادرم تا همین امروز به یاد دارم، تحقیر، توهین، کتک، پرخاش، خودرأیی، عدم احترام به احساسات من و بسیاری از احساسات منفی دیگه بود. به طوری که در کودکی خودم رو یک موجود درمانده و مستأصل میدونستم که نه راه پیش داره و نه راه پس. من به عنوان یک کودک به خیلی از مشکلاتم از جمله اضطراب اجتماعی، استرسها، خجالت و بسیاری از موارد دیگه آگاه نبودم. دقیقا نمیدونستم دلیل این مسائل چیه!
اما به مرور زمان که بزرگتر شدم و مطالعهم رو بیشتر کردم، فهمیدم ریشه اصلی تمام اختلالات فعلی من، پدر و مادرم و رفتارهای اونا از کودکی تا بزرگسالیه. همه زندگیم پر از زجر بود. اما یک روز به خودم گفتم گذشته زندگی من دست خودم نبود، اما آیندهم تا حد زیادی دست من و در گرو تصمیمات منه. اختلالاتی که در حال حاضر دارم بالاخره باید یک جایی تموم بشه، اما چطوری؟!
من جواب این سوال رو در کلینیک بوجیکا گرفتم. در بوجیکا بود که فهمیدم هیچ دردی نیست که درمان نشه؛ به شرط اینکه درمانگر خوبی داشته باشی. با راهکارهایی که درمانگرهای بوجیکا جلوی پای من گذاشتن، کمکم تونستم به تمام احساسات منفی شکل گرفته در طول سالیان زندگیم غلبه کنم. موضوع اصلی اینجاست که کسانی که به من آسیب زده بودن، افرادی بودن که من نمیتونستم به طور کامل اونها رو از زندگیم حذف کنم.
بنابراین باید به دنبال راههایی میگشتم که در کنار عدم حذف اونا، بتونم به نوعی باهاشون کنار بیام. تمام این راهها رو بوجیکا به من نشون داد و من به مرور تونستم خودم رو برای مواجهه با رفتارهای غلط پدر و مادرم آماده کنم و به این ترتیب دیگه آسیبهای گذشته رو نمیخوردم. بوجیکا به من یاد داد که چطور کنار معضل زندگی کنم، اما درگیرش نشم و آسیبی نبینم.
والدین سمی و راه های کنار آمدن با آنها
شاید بتوان گفت کمتر رابطهای وجود دارد که هیچ گونه نقصی در آن وجود نداشته باشد. فرقی نمیکند رابطه از چه نوعی باشد. رابطه با همسر، دوست، همکار، والدین، شریک عاطفی یا هر شخص دیگری. اما زمانی این مسئله به بحران تبدیل میشود که میزان نقصها از حد عادی فراتر رود. به طوری که در هیچ شرایطی هیچ گونه احترام متقابل، درک و تفاهم در رابطه وجود ندارد. شما همیشه در ترس، استرس و ناکامی به سر میبرید. ارتباط با والدین نیز یکی از مواردی است که گاهی به یک بحران تبدیل میشود.
والدینی که هیچ گونه احترام و درکی نسبت به فرزند خود ندارند. به این نوع والدین در اصطلاح والدین سمی میگویند؛ زیرا رفتارهای این والدین مانند یک سم، روح، روان و حتی جسم کودک را به مرور از بین میبرد. کودک در مواجهه با والدین سمی، خود را در ناکامی مطلق مشاهده کرده و در مسیر بزرگ شدن، دچار کمبود عزت نفس، کمبود اعتماد به نفس، ناکامی و بسیاری از احساسات منفی دیگر خواهد شد. طبیعتاً از چنین کودکی انتظار موفقیت و داشتن یک زندگی سالم نخواهد رفت.

والدین سمی چه نوع افرادی هستند؟
والدین سمی دارای یکی از اختلالات اخلاقی و روانی در حد بسیار شدید و آزاردهنده و یا مجموعهای از این اختلالات هستند. به طور مثال والدین خودخواه، بیش از حد احساسی یا بیاحساس، کنترلگر، اهل خشونتهای کلامی و فیزیکی، معتادان به الکل و مواد مخدر، اهل سوء استفادههای عاطفی، احساسی و حتی جنسی و بسیاری از مواردی از این دست جزء والدین سمی محسوب میشوند.
بسیاری از کودکان تا یک سنی متوجه نیستند که همه پدر و مادرها مانند پدر و مادر آنها نبوده و رفتاری متعادل و نرمال دارند. آنها فکر میکنند تمام والدین مانند والدین آنها هستند. در واقع این کودکان تا یک سنی با تمام ترسها، اضطرابها و احساسات منفی شکل گرفته توسط والدینشان، از عمق ماجرا باخبر نیستند. اما به مرور زمان و قرارگیری بیشتر در اجتماع متوجه میشوند یک جای کار میلنگد.
آنها میفهمند که رابطه والدین و فرزند میتواند چیزی غیر از آنچه آنها تجربه کردهاند باشد؛ رابطهای بدون خشونت، پر از درک متقابل، احترام و احساسات مثبت. اما نکته اینجا است که درست است که رابطه با والدین سمی همانند یک توده بیماری، وجود انسان را ذرهذره از بین میبرد، اما میتوان بر این بیماری غلبه کرد. راهکارهای زیادی وجود دارند که بتوان تاثیرات منفی نشأت گرفته از رابطه با والدین سمی را خنثی و بر آن غلبه نمود.
والدین سمی چطور رفتار می کنند؟
برای اینکه بتوانیم راهکارهایی برای مقابله با اثرات منفی رابطه با والدین سمی بیان نماییم، در درجه اول باید بتوانیم نشانهها و علائم رفتاری و اخلاقی را در آنها پیدا کنیم.
در ادامه به برخی از این موارد اشاره میکنیم.
-
کنترل گر بودن در والدین سمی
کنترلگر بودن یکی از مواردی است که در والدین سمی مشاهده میشود. معمولا کنترلهای بیش از حد لزوم در کوچکترین حرکات و رفتارهای فرزند، در این والدین مشاهده میشود. حتی در بسیاری از مواقع میبینیم که این والدین در کوچکترین موارد همچون لباس پوشیدن، سلیقه موسیقی، راه رفتن و ریزترین جزئیات فرزند بالغ سی ساله خود نیز دخالت کرده و آنها را مجبور به اطاعت از خود میکنند.
-
نداشتن حس همدلی در والدین سمی
والدین سمی معمولاً حس همدلی ندارند. آنها بیشتر احساس حق به جانب بودن داشته و در تمام موارد فرزند را مدیون خود میدانند. این والدین برخی از اوقات با به بازی گرفتن احساسات فرزند و دادن عذاب وجدان به او، میخواهند حرف خود را به کرسی بنشانند. این عذاب وجدان به شکلهای مختلفی در فرزند بروز میکند.
به طور مثال در برخی از موارد مشاهده میشود که والدین برای تحمیل عقیده خود، موضوع به دنیا آوردن و زحمت کشیدن برای فرزند را پیش میکشند. به این ترتیب از این طریق او را مجبور به انجام کاری که دوست ندارد میکنند. در واقع مهمترین چیز برای والدین سمی در نظر گرفتن نیازها و احساسات خودشان، بدون توجه به نیازها و احساسات فرزندشان است.
-
عدم احترام به فرزندان در والدین سمی
والدین سمی معمولاً احترام را مختص خودشان میدانند. عقیده آنها بر این است که فقط این فرزند است که باید به آنها احترام بگذارد. اما خودشان نمیخواهند یا نمیتوانند به فرزندانشان احترام بگذارند. آنها مدام بی ادبی کرده و با اصطلاحات زشت، فحاشی و توهین با فرزند خود صحبت میکنند.
-
بزرگنمایی و اغراق در والدین سمی
والدین سمی استاد بزرگنمایی هستند. آنها وقایع را مهمتر و بزرگتر از آنچه که هست نشان داده و از این طریق حق را به جانب خود میگیرند. فرزندان این والدین معمولا نمیتوانند واکنشهای پدر و مادر خود را در مقابل وقایع مختلف پیشبینی کنند.
-
خشونت در والدین سمی
خشونت یکی از ویژگیهای بارز والدین سمی است که ممکن است به طرق مختلف در آنها وجود داشته باشد. خشونتهای کلامی، خشونتهای فیزیکی و یا هر دو معمولاً در این والدین وجود دارند. همچنین گاهی خشونت از طریق طعنه و گوشه و کنایه، کممحلی کردن، قهر کردن و … بروز میکند.
-
ایراد گرفتن های مداوم در والدین سمی
شما والدین سمی را معمولاً در حال ایراد گرفتن میبینید. هیچ حرکت و رفتاری از فرزند، آنها را راضی نمیکند و در هر موردی مدام ایرادهای فراوان میگیرند.
-
عدم مسئولیت پذیری در والدین سمی
این والدین هیچ وقت هیچ گونه مسئولیتی را نمیپذیرند. در واقع هر اتفاقی که بیفتد، مسئول آن اتفاق فرزندان هستند. آنها برای هر اتفاقی به دنبال مقصر می گردند.
-
پرتوقع بودن در والدین سمی
والدین سمی بدون در نظر گرفتن نیازها و مشکلات فرزندان خود، مدام از آنها توقعهای بیجا دارند. طرز فکر آنها به این گونه است که صرفاً چون فرزند را به دنیا آورده و او را بزرگ کردهاند، فرزندشان باید ۲۴ ساعته تمام زندگی خود را وقف آنها کند.
-
انجام رفتارهای ناپسند در والدین سمی
برخی از والدین سمی با رفتارهای ناشایست که از نظر اجتماعی قابل قبول نیستند، فرزندان خود را آزار میدهند. انجام رفتارهای غیر بهداشتی در ملأ عام، شوخیهای زشت و به طور کلی رفتارهایی که نوعی ناهنجاری محسوب میشوند، از این والدین مشاهده میگردد.
-
سنگدل و بی رحم بودن در والدین سمی
برخی از والدین سمی معمولاً رحم و مروتی در دل خود ندارند. تمسخر، تحقیر، طعنه زدن، مدام تکرار کردن نقاط ضعف و صدا کردن کودکان با القاب زشت و تمسخرآمیز، جزء رفتارهای این نوع والدین است. والدین سمی با دخالت در کوچکترین و بزرگترین مسائل زندگی، فرزند خود را آزار میدهند.
-
عدم توجه به حریم خصوصی در والدین سمی
والدین سمی معمولا احترامی برای حریم شخصی فرزند قائل نیستند و مدام میخواهند از کوچکترین کارهای او سر در بیاورند.
-
غیبت از یکدیگر و بیان مشکلات زناشویی نزد فرزندان
والدین سمی معمولاً از یکدیگر پیش فرزند خود غیبت میکنند. آنها مشکلات زناشویی را با فرزند خود در میان گذاشته و او را درگیر مسائل شخصی خود میکنند. آنها مدام دوست دارند فرزندشان حامی آنها باشد. در صورتی که خودشان چیزی از حمایت از فرزند نمیدانند.
-
رقابت با فرزندان در والدین سمی
یکی از مواردی که در والدین سمی مشاهده میشود، رقابت با فرزندان است. به طور مثال اگر فرزندشان به موفقیتی دست یابد به جای خوشحالی و تشویق، آنها را سرخورده میکنند.

راهکارهای مقابله با والدین سمی
قبل از اینکه به ارائه راهکارهای مقابله با والدین سمی بپردازیم، باید به نکتهای اشاره کنیم؛ اگر شما درگیر رابطه با والدین سمی هستید احتمالاً در مواجهه با آنها احساس خوشایندی ندارید. به طور مثال وقتی آنها را میبینید به جای اینکه خوشحال شوید، یک و یا چند حس منفی در وجود شما به وجود میآیند. برای این که بتوانید بر مشکل رابطه با این والدین فائق بیایید، در درجه اول باید درک درستی از این احساس داشته باشید.
این موضوع که وقتی شما آنها را میبینید دقیقا چه احساسی دارید بسیار مهم است. شما ممکن است خشم، غم، عذاب وجدان یا هر احساس بد دیگری و یا حتی ترکیبی از تمام این موارد را داشته باشید. آگاهی به این احساس و به رسمیت شناختن آن، اولین قدم در درمان این مشکل است. در واقع وقتی که شما به احساس خود آگاهی کامل پیدا میکنید، بهتر میتوانید آن را بپذیرید. پذیرش یک درد، یک قدم بزرگ در درمان آن است.
شما باید بتوانید به پذیرش این موضوع که والدین شما مشکلات بزرگی دارند که ممکن است هیچ وقت تغییر نکنند برسید. خود همین “پذیرش” میتواند امید تغییر دادن آنها را در دل شما از بین ببرد. اشتباه نکنید! گاهی وقتها از دست دادن امید در برخی از موضوعات، مساوی با شروع آرامش است. باید قبول کنید که گاهی اوقات امید واهی و بیدلیل، منشاء بسیاری از دردها خواهد بود. اما پذیرش، تنها راه درمان نیست. بلکه اولین قدم است. حال که این قدم اول را برداشتید، باید سراغ قدمهای بعدی بروید که در ادامه به آنها اشاره میکنیم.
-
دوری از والدین سمی
یکی از مهمترین راهکارها برای مقابله با آزارهای والدین سمی، دوری از آنها است. در واقع این دوری لزوما دوری فیزیکی نیست. هر چند اگر شما بتوانید به صورت مستقل و جدا از آنها زندگی کنید، میزان برخوردها کمتر خواهد شد. اما اصلیترین مسئله این است که شما بتوانید خود را از نظر احساسی و فکری از آنها جدا کنید. در واقع شما باید بتوانید نوعی بیتوجهی محترمانه نسبت به آزارهای آنها داشته باشید. حرفها، نظرات و رفتارهای آنها را به خودتان نگرفته و سعی کنید واکنش خاصی نسبت به آنها نشان ندهید.
این را بدانید هر چقدر واکنش شما در مقابل کنشهای آنها شدیدتر باشد، این موضوع بیشتر تکرار خواهد شد؛ زیرا آنها با آگاهی از نقاط ضعف شما میتوانند بیشتر تحریکتان کنند؛ بنابراین سعی کنید نقاط ضعف خود را تبدیل به قوت کنید. یا اگر این نقاط ضعف، قابل اصلاح نیستند دیگر به آنها به چشم یک نقطه ضعف نگاه نکنید. اگر نگاهی مشفقانه نسبت به نقاط ضعف خود داشته باشید، دیگر آنها را ضعف تلقی نکرده و در مقابل رفتارهای ناشایست اذیت نخواهید شد.
-
قاطعیت و تعیین خطوط قرمز در رابطه
تعیین خطوط قرمز و حد و مرز در هر رابطهای جزء واجبات آن رابطه است. ارتباط با والدین نیز از این قاعده مستثنی نیست. بهخصوص اگر والدین شما از نوع سمی بوده و هیچ گونه حد و مرزی برای رابطه والدین-فرزندی خود قائل نیستند. البته بدیهی است که در ابتدای کار امکان دارد چندان موفق نباشید. در واقع آنها در مقابل خواستههای شما مقاومت کرده و خطوط قرمز تعیین شده توسط شما را به رسمیت نمیشناسند. اما این شما هستید که باید در تصمیم خود ثابتقدم باشید. حتی ممکن است برای فهماندن این موضوع به آنها مجبور باشید دوری را انتخاب کنید.
-
ناامیدی از تغییر دادن آنها
همانطور که قبلاً نیز اشاره کردیم یکی از نکات مهم در مقابله با والدین سمی و آزارگر، ناامیدی از تغییر دادن آنها است. شما باید به طور کلی فکر تغییر دادن آنها را از سر خود بیرون کنید. در واقع شما بیشتر از اینکه به فکر تغییر دادن آنها باشید، باید به تغییر دادن خودتان فکر کرده و برای آن تلاش کنید. اولین تغییر، بیتوجهی است. شما باید از درون و بیرون نسبت به رفتارها و نظرات آنها بیتوجه باشید.
اگر شما عمیقاً به این درک برسید که هر نظری که آنها در مورد شما دارند لزوما درست نیست، میتوانید آرامش درونی خود را بازیابید. در ضمن این نکته را به خاطر داشته باشید که شما مجبور به دوست داشتن والدین خود نیستید. اگر عشقی دریافت نمیکنید، پس ملزم به پرداخت آن نیز نخواهید بود؛ بنابراین بابت این موضوع خودتان را سرزنش نکنید.
اما این نکته را هم مد نظر قرار دهید که ممکن است آزارهایی که از گذشته تاکنون بابت رفتارهای والدینتان به شما رسیده است، در دلتان تخم کینه را کاشته باشد. اما بدانید که کینه یکی از بدترین احساسات است. داشتن کینه نه تنها کمکی به شما نمیکند، بلکه به احساسات منفی شما بیشتر دامن میزند؛ بنابراین سعی کنید کینه را از دل خود بیرون کرده و اگر نمیتوانید به والدین خود عشق بورزید، نسبت به آنها و رفتارهایشان بیتوجه و بیتفاوت باشید.
سخن پایانی
در این مقاله در مورد والدین سمی، نشانهها و راهکارهای مقابله با آزارهای آنها صحبت کردیم. اگر درگیر رابطه با والدینی اینچنینی هستید، سعی کنید به راهکارهای گفته شده در این مقاله عمل نمایید. اما اگر هیچکدام از این راهکارها برای شما کارساز نبود، حتما از یک روانشناس یا رواندرمانگر کمک بگیرید. احتمالاً این جمله را به کرات شنیدهاید که بسیاری از مشکلاتی که در بزرگسالی با آنها دستوپنجه نرم میکنیم، ریشه در کودکی ما دارند.
حال اگر این کودک از همان بدو تولد در کنار والدینی آزارگر و سمی بزرگ شده باشد، قطعاً مشکلات و اختلالات زیادی در روح و روان او وجود خواهد داشت. این را بدانید که بیتوجهی به این مشکلات میتوانند تمام روابط آتی شما را دستخوش بحران نماید. روابط عاطفی، کاری و دوستی شما دچار اختلالات زیادی خواهد شد. حتی گاهی این اختلالات به قدری قوت میگیرند که شخص در روابط کوچک و کوتاهمدت نیز دچار مشکل میشود. به طور مثال ممکن است حتی زمانی که برای خرید به مغازه رفتهاید، از یک اختلاف نظر کوچک، یک بحران بزرگ برای شما پدید آید.
پس چه در صورتی که در حال حاضر با این والدین زندگی میکنید و چه از آنها دور هستید، کمک گرفتن از رواندرمانگر را جدی بگیرید؛ زیرا حتی اگر از آنها دور هستید، زخمهایی را که در گذشته از رفتار آنها خوردهاید، نیاز به ترمیم دارند. پس برای روح و روان خود ارزش قائل شده و به ترمیم شکافهای آن بپردازید. کلینیک روانشناسی بوجیکا با روانشناسان و رواندرمانگرهای حرفهای، دوست و یاریگر خوبی در این مسیر برای شما خواهد بود.
مطالب پیشنهادی