۹ دلیل برای طلاق عاطفی را بخوانید!

طلاق عاطفی

هر دو علایق شما تغییر کرده اند و دیگر نه حرف زیادی برای گفتگو دارید و نه علاقه زیادی به کاری که یکدیگر انجام می دهند. سخت است که در مورد کسی که همان فردی نیست که شما با آن ازدواج کرده اید ، احساس مشابهی داشته باشید .

  • “طلاق عاطفی” و دلایل اصلی برای فرد چیست؟

     

    گاهی اوقات تصمیم به طلاق یک تصمیم عملی است که غرق در منطق و تفکر منطقی است. در حالی که سایر اوقات طلاق یک چیز آشفته ، پیچیده و کاملاً احساسی است. شاید این را بدانید که قبلاً آن را تجربه کرده اید یا در حال حاضر در حال زندگی آن هستید.

    ما می دانیم که برخی از شما ممکن است فکر کنید که همه طلاق ها احساسی هستند – و شما در این مورد حق دارید. اما در حالی که همه (یا قطعاً اکثر) طلاق ها احساسات ما را تحت تأثیر قرار می دهند ، همه تصمیم نمی گیرند که به دلایل احساسی طلاق بگیرند.

    برخی از دلایل رایج طلاق به مسائل مالی ، فاصله یا مذهب برمی گردد. اینها دغدغه های عملی و فرهنگی است.

    گاهی اوقات این نگرانی های عملی هنگامی که در کنار دیگران هستید ، با سوالات متعدد ، قضاوت یا حتی همدردی ، پایان ازدواج را کمی “راحت تر” می کند. با طلاق عاطفی ، اما همه چیز مرموزتر و بی شکل تر به نظر می رسد.

    ما طلاق عاطفی را به عنوان یک طلاق تعریف می کنیم که می تواند وابستگی عاطفی شما را به همسرتان به چالش بکشد ، از بین ببرد و حتی از بین ببرد.

    در این پست به دلایل ایجاد طلاق عاطفی می پردازیم

    حتما بخوانید: ۷ علامت مهم حمله پانیک

    برای تعیین وقت از روانشناسان کلینیک در زمینه روابط زوجین با شماره های زیر تماس بگیرید

    ۰۲۱۲۲۶۳۶۸۵۸ –  ۰۲۱۲۲۶۲۲۰۰۶

    ۱. شما افراد متفاوتی شده اید

    به مرور زمان اتفاق می افتد. گاهی با هم رشد می کنید و گاهی جدا از هم. یک روز شما هر دو طرفدار شعر بودید و هرچقدر هم که احمقانه به نظر برسد ، همه برنامه های مورد علاقه خود را با هم تماشا می کردید ، اما یک روز شریک زندگی شما بیشتر به بازی های ویدئویی یا فوتبال فانتزی روی آورده و اکنون به ندرت وقت با شما را سپری می کند.

    هر دو علایق شما تغییر کرده اند و دیگر نه حرف زیادی برای گفتگو دارید و نه علاقه زیادی به کاری که یکدیگر انجام می دهند. سخت است که در مورد کسی که همان فردی نیست که شما با آن ازدواج کرده اید ، احساس مشابهی داشته باشید .

    هیچ چیز باعث این امر نمی شود ، اما ممکن است روزی از خواب بیدار شوید و از خود بپرسید که این غریبه کیست و چگونه می توانم یاد بگیرم که او را دوست داشته باشم؟

    حتما بخوانید: ۵ روش کنار اومدن با ترس از دست دادن عزیزان

     

    divorce lawyers perth - 9 دلیل برای طلاق عاطفی را بخوانید!

    ۲. خیانت

    خیانت در حوزه فیزیکی اتفاق می افتد و می تواند به مجموعه ای از مشکلات عمل گرایانه (مثلاً فاصله یا ناسازگاری جنسی) مرتبط باشد ، اما این امر در حوزه مشکلات عاطفی قرار می گیرد زیرا می تواند اساساً احساس شما را نسبت به شریک زندگی شما تغییر دهد.

    حتی اگر مایل باشید فرصتی دیگر به او بدهید و از پس آن برآیید ، آسیب روحی وارد می شود. مسائل مربوط به اعتماد (یکی دیگر از دلایل عملی طلاق عاطفی با پیوندهای قوی با احساسات) در حال حاضر مشخص است و ممکن است دیگر هرگز نتوانید به شریک خود اعتماد کنید.

    .

    ۳. عدم صمیمیت 

    شریک زندگی شما دیگر هرگز در مورد روز خود با شما صحبت نمی کند. او دیگر نمی خواهد شما را نوازش کند. او از شما نمی پرسد که چگونه هستید یا حتی به نظر می رسد برای شما اهمیت دارد. به نظر می رسد که امیدها ، آرزوها و آرزوهایی که شما زمانی با هم داشتید دیگر موضوعی برای گفتگو نیستند. در حالی که این امر می تواند به رابطه جنسی شما هم برسد. اگر احساس می کنید شریک زندگی شما کنار رفته است و هیچ اقدامی نمی تواند او را به صمیمیتی که قبلاً در آن زندگی می کردید بازگرداند ، کارهای بیشتری نمی توانید برای نجات ازدواج خود انجام دهید.

    ۴. کینه

    در حالی که شریک شما یک ماشین جدید خریداری کرده است. شما در محل کار ارتقا یافته اید و به طور قابل توجهی بیشتر از شریک زندگی خود ، که به نظر می رسد از این موضوع ناراحت است ، پیشرفت می کنید.

    کینه یک چیز واقعی است که می تواند روابط را خراب کند ، و هنگامی که یک یا هر دو نفر در حال ادامه یک رابطه هستند ، کینه ایجاد می شود و رهایی از آن دشوار می شود.

    ناراحت بودن از شریک زندگی خود یا ناراحت شدن همسرتان از شما (یا ترکیبی از این دو) به هیچ وجه راهی برای ازدواج و ایجاد مشارکت محبت آمیز نیست.

    ۵. مشاجرات داغ دائمی

    بازگشت به خانه ای آرام ، آرام و ساکت با یک همسر دلسوز برای حمایت از شما بسیار خوب است.

    اما اگر شما و همسرتان بر سر همه چیز با یکدیگر کلنجار بروید ، آن محیط صلح آمیز خیالی هرگز به وجود نمی آید.

    بسیاری از اوقات بحث های این چنینی را می توان با اشتیاق اشتباه گرفت و تا حدی بحث کردن نشانه این است که شما متعهد به حل اختلافات در روابط خود هستید. اما مشاجرات طولانی ، داغ و دائمی که هرگز خود به خود حل نمی شوند ، نشانه یک رابطه سالم یا شاد نیستند.

    از همه بدتر این که دائماً در نبرد با فردی که قرار است ستون و شریک زندگی شما باشد در طول زندگی می تواند شما را از نظر روحی فرسوده کند و شما را از سرمایه گذاری در رابطه خود باز دارد.

    ۶. عدم صداقت

    برخی افراد دروغگوی اجباری هستند و گاهی اوقات ما با شخصی ازدواج می کنیم که فکر می کند بد نیست همیشه دروغ کوچک بگویم.

    در حالی که میزان عدم صداقت می تواند بر اساس رابطه و حتی شریک زندگی متفاوت باشد ، برخی از نشانه های گویا وجود دارد.

    اگر نمی توانید به شریک خود اعتماد کنید که صورت حساب ها را به موقع بپردازد و پول را در جای دیگری خرج نکند ، یا اگر می دانید که شریک زندگی شما قول هایی می دهد که هرگز به آنها عمل نخواهد کرد ، در نتیجه شما در اعتماد خود مشکل اساسی دارید – چیزی که از نظر احساسی بر شما تأثیر می گذارد. اینجا نه تنها بی اعتمادی بازی می کند ، بلکه تظاهر کاذب است که به امید کاذب منجر می شود که شاید شریک زندگی شما این بار تغییر کند و ناامیدی اجتناب ناپذیری که از هر ۱۰ بار ۹ بار اتفاق می افتد.

    fullsize - 9 دلیل برای طلاق عاطفی را بخوانید!

    ۷. حسادت و ناامنی

    این می تواند یادآور مسائل اعتماد باشد.  اگر شریک زندگی شما دائماً از شما می پرسد که چرا با او هستید یا از طنز تحقیرآمیز به عنوان راهی برای زیر سوال بردن تعهد خود به رابطه خود استفاده می کند (به عنوان مثال چرا با من ازدواج کردید؟ من خیلی وحشتناک هستم. هااا) ،ممکن است نشانه هایی از حسادت را در جاده مشاهده کنید.

    این حسادت ممکن است فقط مربوط به زمان گذراندن با دوستان یا همکاران شما نباشد – این حتی می تواند به توجه شما به اعضای خانواده ، حیوانات خانگی یا سرگرمی های شما نیز کشیده شود. فرد ناامن و حسود وقت و توجه شما را می خواهد – و هر چیزی ، نه فقط شخص دیگری ، که این توجه را از بین ببرد ، می تواند او را ناراحت و حسود کند. مگر اینکه بخواهید رابطه شما فقط در مورد شریک زندگی شما باشد و هر لحظه از روز را برای اطمینان دادن به او صرف کنید ، این رابطه ممکن است ارزش حفظ نداشته باشد و می تواند کاملاً تشدید کننده باشد.

     

    لطفا بخوانید: ۵ راهکار طلایی برای مقابله با پرخوری عصبی

    ۸. از دست دادن خود در رابطه

    شریک زندگی شما عاشق ماهی است ، بنابراین شما آن را جمعه ها می خورید. نمی توانید غذای مورد علاقه خود را به خاطر بیاورید. شریک زندگی شما به شما نیاز دارد تا در سراسر کشور حرکت کنید و شغل خود ، خانواده و دوستان خود را رها کنید تا رویای او را دنبال کنید و شما آن را انجام دهید – بدون هیچ سوالی. اما اکنون متوجه شده اید که دیگر نمی دانید چه کسی هستید و زندگی شما ناگهان به حمایت از شریک زندگی شما تبدیل شده است و نه مشارکت.

    برای تعیین وقت از روانشناسان کلینیک در زمینه روابط زوجین با شماره های زیر تماس بگیرید

    ۰۲۱۲۲۶۳۶۸۵۸ –  ۰۲۱۲۲۶۲۲۰۰۶

    ۹. رابطه شما رضایت بخش نیست، در حقیقت، این یک فرسودگی است

    شما یک روز هشت ساعته طولانی داشتید و بچه ها را به تازگی از باشگاه نمایشی برداشته اید.

    شما از قبل خسته شده اید ، اما وقتی به خانه می آیید ، می دانید که روز شما تمام نشده است.

    همسر شما در مورد شام می پرسد اما هیچ تلاشی برای آشپزی نکرده است ، حتی اگر قبل از شما به خانه رسیده باشد.

    همسر شما از انجام نشدن لباس های شسته شده یا تمیز نبودن آشپزخانه شکایت می کند اما برای کمک به شما انگشتی نمی زند.

    این دیگر یک رابطه نیست – شما آشپز ، خدمتکار ، پرستار بچه و درمانگر هستید که باید در خارج از خانه نیز کار کنید تا بتوانید از نظر مالی مستقل باشید.

    گاهی اوقات تنها بودن در چنین شرایطی کمتر خسته کننده است زیرا شما در حال حاضر تمام کارها را انجام می دهید.

     

     

     

    از دست ندهید!

    میانگین امتیازات ۵ از ۵
    از مجموع ۱ رای

    Leave A Reply

    Your email address will not be published.