مرکز مشاوره و کلینیک روانشناسی بوجیکا
کلینیک روانشناسی | مرکز مشاوره روانشناسی | مشاوره خانواده | مشاوره فردی | مشاوره بزرگسال

راهکارهای افزایش اعتماد به نفس در کودکان

راهکارهای بالا بردن اعتماد به نفس کودکان
0

راهکارهای افزایش اعتماد به نفس در کودکان

 

اعتماد به نفس چیست؟

اعتماد به نفس مجموعه اعتقادات و یا احساساتی که ما نسبت به خود داریم به عبارت دیگر اعتماد به نفس میزان ارزشی است که برای خود قائل هستیم و اینکه چقدر خودمان را باور داریم. در حقیقت شکل ‏گیری اعتماد به نفس از دوران شیرخواری (صفر تا دو سالگی) آغاز می‏ شود. در این دوران کسب مهارت‏های حرکتی- شناختی و موفقیت کودک در انجام بعضی فعالیت‏های مربوط به خود مانند توانایی راه رفتن، غذا خوردن و… به رشد خود باوری و اعتماد به نفس کودک کمک موثری می‏نماید.

اعتماد به نفس چگونه شکل می گیرد

بدون شک همه ما تصویر و باوری از خودمان داریم. باور و تصویری که هر فردی از خودش دارد را خودپنداره می گوییم. خودپنداره شامل مجموعه ای است از تمامی ویژگی های جسمی و روانی که همانند یک پازل زمانی که در کنار هم قرار می گیرند فرد را توصیف می کنند. و خود ایده آل همان تصوری است که هر فردی دوست می دارد از خودش داشته باشد. به طور مثال ممکن است شما بگویید من دوست دارم قهرمان شنا باشم.
اعتماد به نفس هر فردی از ترکیب بین خودپنداره و خود ایده آل او بنا نهاده می شود. اگر فاصله میان خودپنداره و خود ایده آل فرد کم باشد اعتماد به نفس فرد در حد بالایی قرار می گیرد. همان طور که می دانیم افراد دارای اعتماد به نفس کافی با قدرت و توان بیشتری با مسایل پیش آمده در زندگی خود برخورد می کنند و با دیدن ناکامی ها به بن بست نمی رسند. ولی چنانچه این اختلاف بین خودپنداره و خودایده آل زیاد شود منجر به اعتماد به نفس پایین و همچنین مشکلات ناشی از آن همانند افسردگی، اضطراب، غمگینی و نا امیدی می شود.
کودکانی که اعتماد به نفس پایین دارند تعارضات و مشکلات زندگی برای آنها موجب ناکامی و اضطراب شدید می‏ شود.
از طرف دیگر باور کودک درباره خود بر مبنای تعاملات او با اطرافیان بخصوص در ابتدا با والدین شکل می‏گیرد. به این دلیل است که رابطه صحیح والدین با کودکان کمک موثری به تقویت خودباوری کودک می‏نماید. والدینی که پاسخ گویی به خواسته های کودک خود را بر مبنای نیاز او بنا می کند و نه خواست و میل خود می تواند خود باوری را بهتر به فرزندش انتقال دهد.

 

کودکی که عزت نفس اندکی دارد چنین رفتارهایی از خود بروز می دهد:
۱ – آرزو دارد آدم دیگری باشد.
کودکی که دائم دوست دارد شخص دیگری باشد، معمولاً بیش از حد خیال پرداز است و آرزو دارد که کوچک تر شده و از مسئولیت های بزرگسالی خلاصی یابد.
۲ – احساس بی ارزش بودن می کند.
این احساس زمانی به وجود می آید که کودک نسبت به جلب توجه دیگران امید کمی به خود دارد، در نتیجه به ندرت در جستجوی توجه دیگران است.
۳ – اغلب به هنگام برخورد با وظایفِ مشکل یا جدید، گریه می کند.
بعضی از کودکان هنگام روبه رو شدن با وظایف دشوار، صبور نیستند و دائم مضطرب اند که چگونه آنها را انجام دهند و به همین دلیل به شدت اشک می ریزند.
۴ – از خود به طور منفی یاد می کند.
کودکان در هنگام صحبت در مورد توانایی هایشان غلو می کنند و اکثر والدین به شنیدن این حرف ها عادت دارند اما کودکی که عرت نفس اندکی دارد ممکن است بگوید که از خودش بیزار است یا ای کاش مرده بود.
بیشتر کودکان آنقدر از نظر انرژی اشباع شده اند که به نظر می آید در حال انفجارند. اما کودکی که احساس درماندگی می کند، نشانه ای از تلاش در او دیده نمی شود.
۶ – نمی تواند ابهام را تحمل کند.
وقتی که کودکی به قوت تشخیص خود اعتمادی ندارد می خواهد که هر چیزی را برایش چندین و چندبار توضیح دهند. اگر موضوعی به اندازه کافی واضح نباشد، باور نمی کند که بتواند آن را درک کند و نگران پیامدهای سوء تعبیر خود می شود.
۷ – خود ویرانگر است.
بعضی از کودکان از خود بیزارند و حتی ممکن است به خودشان آسیب برسانند و این کار را معمولاً با گاز گرفتن یا خراشیدن خود شروع می کنند.
۸ – از نظر ظاهر، سر و وضع مرتبی ندارد.
البته این مسئله در مورد کودکانی که مسائل زیادی برای فکر کردن دارند رایج است، اما می تواند علامتی باشد نسبت به اینکه کودک از فکر کردن و توجه به ظاهر خود لذتی نمی برد.
۹ – تصمیم گیری برایش مشکل است.
این علامت دیگری است که نشان می دهد کودک به قوه تشخیص خود ایمان ندارد و نگران پیامد انتخابش است و در تصمیم گیری مشکل پیدا می کند.
۱۰ – نسبت به آینده اش بدبین است.
وقتی که کودکتان با بیحوصلگی و ناامیدی از آینده اش سخن می گوید باید نگران شوید. بعضی از کودکان چون آینده شان را چندان پربار نمی بینند، اهمیتی نمی دهند که بعدها چه اتفاقی بیفتد.
۱۱ – به کودکان کوچکتر و ضعیف تر از خود زور می گوید.
کودکی که احساس ضعف می کند و به سبب عدم اعتماد به نفس ناامید است، سعی می کند با ترساندن بچه های دیگر، مخصوصا آنهایی که ترسو هستند، احساس قدرت کند یا لااقل بدین ترتیب شخص دیگری را در ترس خود شریک کند.
۱۲ – ستیزه جواست.
معمولاً بعضی از دوستان هم سن وسال گاهی نسبت به یکدیگر پرخاشگرند، اما اگر کودکی به طور دائمی پرخاشگری داشته باشد نگران کننده است، چون او بدین طریق نشان می دهد که از هم سن وسال هایش به طور کلی بیزار است. کودکی که به طور کلی دیگر کودکان را از خود می راند احتمالاً می ترسد که دیگران او را نپذیرند.
۱۳ – در برخورد با بزرگسالان قوی تر یا همسن و سال های تازه وارد، اعتماد به نفس ندارد.
کمرویی در کودکان رایج است و به طبیعتی که با آنان متولد می شوند ارتباط دارد، ولی اگر کودکی با دیدن هر غریبه ای یخ می زند، نشان دهنده این است که می ترسد اشخاص تازه وارد او را بد یا نالایق تصور کنند.
۱۴ – درک دیدگاه های دیگران برایش مشکل است.
روی هم رفته کودکان، تفکرات و احساسات دیگران را سریع درک می کنند، اما اگر کودکی معتقد باشد که نمی تواند دیگران را بفهمد یا در این زمینه تلاش کمی کند، توانایی درک سریع او تحلیل می رود و اگر عزت نفس کودک اندک باشد دیگر برای درک احساسات دیگران تلاش نمی کند.
۱۵ – بیش از حد به عقاید افراد مقتدر یا هم سن و سال های با اقتدار تکیه می کند.
کودکی که به خود اعتمادی ندارد با قادر به ابتکار نیست، پیرو عقاید اشخاصی است که با اعتماد به نفس اند.
۱۶ – معلومات عمومی کمی دارد.
کودکی که عزت نفس اندکی دارد، فکر می کند که نسبت به دیگران از جذابیت کمتری برخوردار است و به این سبب، افکار خود را ابراز نمی کند و بر این باور است که عقاید و احساساتش برای دیگران اهمیتی ندارد و کسی علاقه مند به شنیدن آنها نیست .
۱۷ – نقش رهبری را نمی پذیرد.
کودکانی که عزت نفس اندکی دارند، اغلب معتقدند که در سازمان دهی دیگران و یا تصمیم گیری ناتوان اند.
۱۸ – به ندرت داوطلب می شود.
کودکی که احساس می کند بعید است کاری را کامل یا به طور رضایت بخش انجام دهد، در هیچ کاری شرکت نمی کند.
۱۹ – اغلب از اجتماع دوری می کند.
کودکی که عزت نفس اندکی دارد، نمی داند که چگونه توجه دیگران را به خود جلب کند و این توجه را حفظ کند. به همین علت از کودکان دیگر دوری می کند و زمانی هم که تلاش می کند وارد گروهی شود، بسیار ناشیانه عمل می کند و تلاشش بی فایده می ماند .
۲۰ – هم سالانش به ندرت او را انتخاب می کنند.
کودکی که به ندرت داوطلب می شود و از تفکرات و احساساتش کمتر سخن می گوید و عقایدش را ابراز نمی کند، در بازی و کارهای مشارکتی به ندرت انتخاب می شود. او از بودن با دیگران هرگز لذتی نمی برد و به ندرت می تواند بر فکر گروه تأثیر بگذارد و بدین ترتیب عدم اعتماد به نفسش شدت می یابد.
۲۱ – دم دمی مزاج است.
وقتی کودکی به قوه تشخیص خود اعتماد ندارد، کفّ نفس مناسب را از دست داده و رفتار متناقضی از خود نشان می دهد، مثلاً در زمین بازی خیلی ساکت است اما وقتی در کلاس است با سر و صدا کردن توجه معلم را به خود جلب می کند چرا که می داند می تواند این کار را انجام دهد.
۲۲ – مطیع است.
هنگامی که کودکی نسبت به ارزش خود بی اطلاع است، به راحتی تسلیم هوس ها و دستورات دیگران می شود.
۲۳ – با پز دادن، توجه ها را به سمت خود جلب می کند.
از آنجا که عزت نفس ِ اندک، انواع بسیار متفاوتی دارد، مسلماً به طور متناقضی نیز بروز می کند. بعضی از کودکان فکر می کنند بی ارزشند و از خود چیزی ندارند که اظهار نمایند، آن گاه در تلاش اند که با پز دادن توجه دیگران را به خود جلب کنند.
۲۴ – به ندرت می خندد یا لبخند می زند.
هدف از تنظیم این فهرست به صدا در آوردن زنگ خطر به گونه ای نیست که والدین را نگران کند بلکه مقصود هوشیار کردن آنها نسبت به رفتار کودکان شان است.
۲۵ -از هم سن و سال های خودش با اهانت یاد می کند.
کودکی که نمی تواند تأیید دیگران را به دست آورد برای این که رنج خود را کاهش دهد، دیگران را سرزنش می کند. مثلاً می گوید فلان کودک بی ادب و کثیف است، یا نق می زند، یا احمق واقعی یا کودن است.
۲۶ – تابع امیال آنی خود است.
کودکی که به خود ا عتماد ندارد، بی اندازه نگران است که نتواند کاری را به خوبی انجام دهد و اغلب بدون فکر عمل می کند.
۲۷ – حواسش زود پرت می شود و زمان قدرت تمرکزش کوتاه است.
این ویژگی از آنجا ناشی می شود که کودک فکر می کند نمی تواند کار دشواری را انجام دهد و به محض این که به قسمت دشوار کار می رسد توجه و تمرکز او از بین می رود. اگر مطلبی را که می خواند زود درک نکند، یا به سرعت نتواند مسئله ریاضی را حل کند دچار حواس پرتی می شود.
۲۸ – در محیط های جدید و ناآشنا دچار اضطراب شدیدی می شود.
بعضی از کودکان که از عزت نفس اندکی برخوردارند در محیط های آشنا خوب عمل می کنند، چون احساس می کنند کسی از آنها کاری خارج از توانشان نمی خواهد، اما وقتی که محیط تغییر می کند بی اندازه نگران می شوند و می ترسند که انجام دادن کارهای متفاوتی را از آنها بخواهند .
۲۹- انگیزه تلاش را از دست می دهد.
وقتی کودکی فکر می کند که هرگز موفق نمی شود، دلیلی برای تلاش کردن نمی یابد و تصور می کند که باز در نهایت بیچاره و درمانده است .
۳۰ – به طور کلی پشتکارش را از دست می دهد.
هر کسی که فکر کند شانس نسبتاً خوبی دارد، می تواند کاری را تا آخر ادامه دهد اما کسانی که عزت نفس اندکی دارند این احتمال را می دهند که در کارشان شکست خواهند خورد .
۳۱ – از الگوهای فکری ثابتی پیروی می کند.
کودکی که به خود اعتماد ندارد فکر می کند که نمی تواند واکنش های دیگران را درک کند، بنابراین گرفتار یک سری الگوهای فکری ثابت می شود از قبیل : من باید خوب و آرام باشم و مثلاً حتی اگر معلم در تلاش باشد که بچه ها را تشویق کند نمایشی بازی کنند او واکنشی از خود بروز نمی دهد .
۳۲ – توانایی هایش را بی اندازه دست کم می گیرد یا در باره شان غلو می کند.
بعضی مواقع کودکی که دارای عزت نفس اندکی است درباره توانایی هایش غلو می کند که این عمل حالت تدافعی رایجی است. او قادر به روبه رو شدن با توانایی های واقعی اش نیست پس به دنیایی تخیلی قدم می گذارد و بدین ترتیب احساس بی کفایتی اش را جبران می کند .
۳۳ – موفقیت را در نتیجه تأثیر چیزی خارج از وجود خود می داند.
مثلاً اگر امتحانی را خوب دهد یا در مسابقه ای برنده شود، دلیل موفقیتش را آسان بودن امتحان یا خوش شانسی می داند.
۳۴ – شکست را در نتیجه تأثیر عمل شخص خود می داند.
کودکی که اعتماد به نفس اندکی دارد، شکست را نتیجه مستقیم بی استعدادی و بی ذکاوتی خود می داند و معتقد است درس را نمی فهمد یا احمق است.
۳۵ – هر نوع شکست، حتی شکست جزئی را مهم تلقی می کند.
۳۶ – مستقل کارکردن برایش دشوار است.
کودک با عزت نفس اندک، چون ابتکار عمل ندارد به هم سن و سال های مستبد یا کودکان توانای بزرگ تر از خود متکی می شود و دوست دارد که دیگران به او بگویند چه کاری انجام دهد.
۳۷ – کم سؤال می کند.
با این که در جستجوی دیگران است احتمال دارد در بعضی مواقع بسیار کم سئوال کند، چون می ترسد دیگران به حماقتش پی ببرند.

 

حالا سوالی که پیش می آید این است که چگونه اعتماد به نفس کودکمان را بالا ببریم؟ 

 

به کودکمان یاد بدهیم که خودش را دوست داشته باشد
متاسفانه این امر (دوست داشتن خودمان) در فرهنگ ما گاه دیده می شود که با خودخواهی اشتباه گرفته می شود. اما باید بدانیم تا زمانی که خودمان را دوست نداشته باشیم و برای خودمان ارزش و احترام قایل نشویم نخواهیم توانست که این امر را به دیگران منتقل کنیم. از جمله راههای دوست داشتن و احترام به خودمان رسیدگی کافی و در حد تعادل به وضعیت جسمی و روانی مان می باشد. مثلاً در بعد جسمی (داشتن تغذیه سالم، خواب کافی و ورزش و..).
برای شخصیت کودک خودتان احترام قایل شوید
بنابراین یکی از بهترین راه ها برای شخصیت دادن و بالا بردن اعتماد به نفس کودکمان احترام گذاشتن به او می باشد.  از جمله نمونه های این احترام این است که فرزندمان را با همه نقاط قوت و ضعفی که دارد (همان طور که هست بپذیریم) و در ارتقای نقاط قوت و اصلاح نقاط منفی او را حمایت کنیم  و بدانیم که کودک ما نیز می تواند به گونه ای متفاوت از ما فکر کند. از دیگر راههای که می توانیم احترامی که برای کودک قایل هستیم به او نشان دهیم این است که برای او وقت بگذاریم. زمانی که پدر و مادر با وجود همه مشغله هایی که در زندگی دارند، زمانی را برای بودن در کنار فرزندشان می گذارند به او نشان می دهند که چقدر برای او ارزش قایل هستند.
روش ارتباط خودتان را تغییر دهید و شنونده خوبی برای حرف های فرزنتان باشید حتی اگر نظرات و عقاید او را مخالف با نظرات خود یافتید، به او اجازه دهید که احساسات خود را بیان کند. این امر می تواند فواید زیادی داشته باشد.
در این بین والدین می بایست شیوه های نفوذ در کودکان را بدانند. که از جمله این شیوه ها بازی کردن است. اگرچه متاسفانه گاهی والدین اغلب نقش بازی را در رشد کودک کم اهمیت تلقی می کنند و آن را نوعی وقت تلف کردن به حساب می آورند. در صورتی که شما با بازی کردن با کودکتان می توانید خودتان را به دنیای آنها نزدیک تر کنید و به خاطر این نزدیکی صمیمیت بیشتری را با او تجربه کنید. همچنین از آنجایی که کودکان معمولاً در بازی ناراحتی ها و دغدغه های خودشان را ابراز می کنند شیوه مناسب و فرصت خوبی است که با خلقیات و روحیات کودکتان آشنا شوید.
از دیگر راههای احترام به کودک توجه کردن به تفاوت های فردی است. هر انسانی مهارت ها و توانایی خاص خودش را دارد. وظیفه والدین شناخت این استعدادها و توانایی های بالقوه است و زمانی که این استعدادها شناخته شدند و فرصت بروز بیابند به افزایش اعتماد به نفس در کودکتان کمک می کنند. اما اگر از آن دسته والدینی هستید که که به طور مکرر در پی مقایسه کودکتان با کودکان دیگر هستید و توانایی او را نادیده می گیرید و نقاط ضعفش را بزرگ جلوه می دهید می باست منتظر عواقب خطرناک آن باشید.
  شنونده خوبی برای حرف های کودکتان باشید
همه والدین دوست دارند که ارتباط خوب و صمیمی و به دور از سوء تفاهم با فرزندان خود داشته باشند. و فرزندان نیز متقابلاً تمایل دارند که والدین آنها به عنوان بخشی از زندگیشان آنها را به درستی درک کنند. اما این مهم میسر نمی شود مگر اینکه مهارت ارتباط موثر را بدانیم. و از جمله مهارت های لازم برای یک ارتباط سالم و موثر گوش کردن است. اغلب والدین فرزندان خود را فقط دو گوش میبینند که باید بشنوند و یا اینکه هیچ گاه حوصله شنیدن حرف های فرزند شان را ندارند. شاید به همین دلایل است که اکثر ارتباطات ما با فرزندمان به نصیحت کردن، امرو نهی های نابجا،سرزنش کردن و.. خلاصه می شود. بنابراین برای شکستن این دور باطل می باست روش ارتباط خودتان را تغییر دهید و شنونده خوبی برای حرف های فرزنتان باشید حتی اگر نظرات و عقاید او را مخالف با نظرات خود یافتید، به او اجازه دهید که احساسات خود را بیان کند. این امر می تواند فواید زیادی داشته باشد:
۱-منجر به حس اعتماد به نفس در کودک می شود.
۲-شما می توانید با دیدگاهها و نظرات فرزندتان آشنا شوید و به طور کلی نسبت به او شناخت پیدا کنید.
۳- به او نشان می دهید که برای حرف هایش ارزش قایلید.

 

 

مرکز تحقیقات پزشکان و روانشناسان بوجیکا
کلینیک جامع کودک و خانواده بوجیکا، اماده ارائه خدمات نوین در زمینه های اختلالات طیف اتیسم، بیش فعالی، اختلالات یادگیری، مشکلات رفتاری، اختلالات اضطرابی، افسردگی و مشاوره خانواده می باشد.
جهت تعین وقت اینجا کلیک کنید

 

 

Leave A Reply

Your email address will not be published.

Copy Protected by Chetan's WP-Copyprotect.